پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

صافی آبست ز آبگینه هویدا

یا رخ خوب تو شد در آینه پیدا

چو نان سنگی کز آب صاف نمودار

سنگ دلت از صفای سینه هویدا

خیز و در حجره را بمردم در بند

پس بنشین، لعل در تکلم بگشا

لیک در حجره را چه فایده بستن

کز لب بام آمدند بهر تماشا

گو همه عالم نظر کنند و به بینند

ما و تو با هم نشسته یکه و تنها

سفره بیغما برند و خانه بتاراج

خانه خدا در کند چه بر همه کس وا

بر سر بازار مشتری نکند راه

راه مگس چون فتد بدکه حلوا

تنک کمر را برای تفرقه بر بند

تنک شکر را ز بر تجربه بگشا

تا نگشائی دهان میان بنبندی

کس نکند در میانه حل معما

دعوت بی مدعی و خانه خالی

منزل بی ابتدال و نزل مهنا

محفل بی انتظار و مجلس بی غیر

نعمت بی منتها و سفره یغما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱خیل انده ز جای برد مرا
  2. شمارهٔ ۲۲یارب بدست ما که داد امشب گریبان ترا
  3. شمارهٔ ۲۳ایکه کشتی ز انتظار مرا
  4. شمارهٔ ۲۴خریدستی بهیچ ایخواجه ما را
  5. شمارهٔ ۲۵مده بغمزه اجازت دو چشم جادو را
  6. شمارهٔ ۲۶چون تُرک جنگجوی من از در، درآیدا
  7. شمارهٔ ۲۷آنکو سرشت مهر تو اندر سرشت ما
  8. شمارهٔ ۲۸پر کن از خم می کدوی مرا
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.