پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

میبرد خیل غم اسیر مرا

ساقی از دست غم بگیر مرا

شرزه شیری است غم که باده کند

بر چنین شرزه شیر چیر مرا

آهوی چشم تو خلاص کند

مگر از چنگ شرزه شیر مرا

گر نگیری بیک قدح دستم

کشد اندیشه خیر خیر مرا

وقت صبح است و باز مرغ سحر

میزند سوی می صفیر مرا

باده صاف و باد صبحدمان

می دهد نکهت عبیر مرا

نوجوانان ساده رخ کردند

از غم عشق خویش پیر مرا

روزگارم بضرب مشت، خمیر

کرد و ماند آرزو فطیر مرا

در همه کار ناتوانم لیک

بینی اندر هنر دلیر مرا

در بیان و اصول و فقه و حدیث

همه دان ناقد و بصیر مرا

نیستم شاعر ار چه شعر بود

خوشتر از عمعق و جریر مرا

شعر من بینات قرآن است

بمخوان شاعر و دبیر مرا

شاعری و دبیری اندر وزن

می نسنجد بیک شعیر مرا

خاک بر سر که با همه دانش

کرده ابلیس دستگیر مرا

روز و شب پالهنگ در گردن

می کشاند سوی سعیر مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵بحر اندیشه فرو برده بیک بار مرا
  2. شمارهٔ ۱۶ای برده دل ما و سپرده دل خود را
  3. شمارهٔ ۱۷امشب آن ترک وعده داده مرا
  4. شمارهٔ ۱۸از عقل، عشق کرده عجب بی خبر مرا
  5. شمارهٔ ۱۹صافی آبست ز آبگینه هویدا
  6. شمارهٔ ۲۰چه شده باز چه افتاده مرا
  7. شمارهٔ ۲۱خیل انده ز جای برد مرا
  8. شمارهٔ ۲۲یارب بدست ما که داد امشب گریبان ترا
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.