پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

۳۵۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ شیخ و زاهد دوش اگر منع از شرابم کرده است
  2. شمارهٔ ۶۲ مطرب امروز مگر نغمه سرائی دگر است
  3. شمارهٔ ۶۳ ای مغبچه کو ره خرابات
  4. شمارهٔ ۶۴ از هیچ دری حاجت درویش روا نیست
  5. شمارهٔ ۶۵ خانه گه تاریک و گاهی روشن است
  6. شمارهٔ ۶۶ هر سر که بسودای طلب باختنی نیست
  7. شمارهٔ ۶۷ امروز جمال تو طرح دگر افتاده است
  8. شمارهٔ ۶۸ یک امشبی که توئی در برابرم سرمست
  9. شمارهٔ ۶۹ سلیمان را جز این تن اهرمن نیست
  10. شمارهٔ ۷۰ این خرمن هستی که بجز سوختنی نیست
  11. شمارهٔ ۷۱ فلک از سینه ما دود آهی است
  12. شمارهٔ ۷۲ کار ما باز مشکل افتاده است
  13. شمارهٔ ۷۳ این نفس بداندیش بفرمان شدنی نیست
  14. شمارهٔ ۷۴ از شیخ بپرسید گر از اهل کتاب است
  15. شمارهٔ ۷۵ با دوستان ثشسته چه جای ملامت است
  16. شمارهٔ ۷۶ در میان عاشق و معشوق رازی دیگر است
  17. شمارهٔ ۷۷ شکسته زلف یکی ترک مست یار منست
  18. شمارهٔ ۷۸ در حجاب خرقه و دستار، مستی خوشتر است
  19. شمارهٔ ۷۹ در محفل اغیار همه غنج و دلال است
  20. شمارهٔ ۸۰ این خانه که پیوسته در او جوش و خروش است
  21. شمارهٔ ۸۱ دلم در سینه چون ساغر بجوش است
  22. شمارهٔ ۸۲ ما روی بمیخانه و زاهد بحجاز است
  23. شمارهٔ ۸۳ آب بودم صحبت آذر گلابم کرده است
  24. شمارهٔ ۸۴ شه وجود عجب قاصدی فرستاده است
  25. شمارهٔ ۸۵ دستار تو ای شیخ که صد حلقه فزون است
  26. شمارهٔ ۸۶ بکیش زاهدان گرمی حرام است
  27. شمارهٔ ۸۷ زمامم در کف پیری فقیر است
  28. شمارهٔ ۸۸ من که بی پیمانه مستم حاجت پیمانه نیست
  29. شمارهٔ ۸۹ چون باده بجام است همه کار بکام است
  30. شمارهٔ ۹۰ گر خدای سپهر یار من است
  31. شمارهٔ ۹۱ دل عاشق که نازکتر زجام است
  32. شمارهٔ ۹۲ دوستان نوبت سپیده دم است
  33. شمارهٔ ۹۳ ایخواجه شنیدم که لبت کان نبات است
  34. شمارهٔ ۹۴ شد وقت سحر چشم تو تا چند بخواب است
  35. شمارهٔ ۹۵ آن جامه بر آن بدن چه زیباست
  36. شمارهٔ ۹۶ عشق است که اندر دو جهان راه نجات است
  37. شمارهٔ ۹۷ کس نیست که از لعل تو دشنام شنیده است
  38. شمارهٔ ۹۸ از زلف سیاهت که همه چین و شکنج است
  39. شمارهٔ ۹۹ نوبت عشرت است و وقت صبوح
  40. شمارهٔ ۱۰۰ تو را مسجد مرا میخانه ای شیخ
  41. شمارهٔ ۱۰۱ قدم بگذار و از ما بگذر ای شیخ
  42. شمارهٔ ۱۰۲ روز بحث از رساله دارد شیخ
  43. شمارهٔ ۱۰۳ بکوی میفروشم بار دادند
  44. شمارهٔ ۱۰۴ شیخ است و حلقه بر در خمار میزند
  45. شمارهٔ ۱۰۵ بخت اگر یاری کند دلدار دلداری کند
  46. شمارهٔ ۱۰۶ دو چشم مست تو کز خواب ناز برخیزد
  47. شمارهٔ ۱۰۷ دیشب مغی از خانه خمار برآمد
  48. شمارهٔ ۱۰۸ نام مه گل را مه خرداد نهادند
  49. شمارهٔ ۱۰۹ زاهدی از صومعه بیزار شد
  50. شمارهٔ ۱۱۰ افسانه بد مستی ما دوش سمر شد
  51. شمارهٔ ۱۱۱ تا می بکیش زاهد و مفتی حرام شد
  52. شمارهٔ ۱۱۲ شیخناشب تا سحر مست و خراب از باده بود
  53. شمارهٔ ۱۱۳ موج زد اشکی و ما را آب برد
  54. شمارهٔ ۱۱۴ دم زد لبی از شکوه، نیش نام نهادند
  55. شمارهٔ ۱۱۵ در ازل باده کشان چون گل پیمانه زدند
  56. شمارهٔ ۱۱۶ شیخنا افتان و خیزان بر در میخانه بود
  57. شمارهٔ ۱۱۷ گفتم از لعل لبت یک بوسه، گفت آری شود
  58. شمارهٔ ۱۱۸ ز گیسویت سخن با شانه گفتند
  59. شمارهٔ ۱۱۹ ترک من سبزه گرد لب دارد
  60. شمارهٔ ۱۲۰ کاووس کیانی که کی‌اش نام نهادند

متن اشعار به نقل از گنجور.