فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ شیخ و زاهد دوش اگر منع از شرابم کرده است
- شمارهٔ ۶۲ مطرب امروز مگر نغمه سرائی دگر است
- شمارهٔ ۶۳ ای مغبچه کو ره خرابات
- شمارهٔ ۶۴ از هیچ دری حاجت درویش روا نیست
- شمارهٔ ۶۵ خانه گه تاریک و گاهی روشن است
- شمارهٔ ۶۶ هر سر که بسودای طلب باختنی نیست
- شمارهٔ ۶۷ امروز جمال تو طرح دگر افتاده است
- شمارهٔ ۶۸ یک امشبی که توئی در برابرم سرمست
- شمارهٔ ۶۹ سلیمان را جز این تن اهرمن نیست
- شمارهٔ ۷۰ این خرمن هستی که بجز سوختنی نیست
- شمارهٔ ۷۱ فلک از سینه ما دود آهی است
- شمارهٔ ۷۲ کار ما باز مشکل افتاده است
- شمارهٔ ۷۳ این نفس بداندیش بفرمان شدنی نیست
- شمارهٔ ۷۴ از شیخ بپرسید گر از اهل کتاب است
- شمارهٔ ۷۵ با دوستان ثشسته چه جای ملامت است
- شمارهٔ ۷۶ در میان عاشق و معشوق رازی دیگر است
- شمارهٔ ۷۷ شکسته زلف یکی ترک مست یار منست
- شمارهٔ ۷۸ در حجاب خرقه و دستار، مستی خوشتر است
- شمارهٔ ۷۹ در محفل اغیار همه غنج و دلال است
- شمارهٔ ۸۰ این خانه که پیوسته در او جوش و خروش است
- شمارهٔ ۸۱ دلم در سینه چون ساغر بجوش است
- شمارهٔ ۸۲ ما روی بمیخانه و زاهد بحجاز است
- شمارهٔ ۸۳ آب بودم صحبت آذر گلابم کرده است
- شمارهٔ ۸۴ شه وجود عجب قاصدی فرستاده است
- شمارهٔ ۸۵ دستار تو ای شیخ که صد حلقه فزون است
- شمارهٔ ۸۶ بکیش زاهدان گرمی حرام است
- شمارهٔ ۸۷ زمامم در کف پیری فقیر است
- شمارهٔ ۸۸ من که بی پیمانه مستم حاجت پیمانه نیست
- شمارهٔ ۸۹ چون باده بجام است همه کار بکام است
- شمارهٔ ۹۰ گر خدای سپهر یار من است
- شمارهٔ ۹۱ دل عاشق که نازکتر زجام است
- شمارهٔ ۹۲ دوستان نوبت سپیده دم است
- شمارهٔ ۹۳ ایخواجه شنیدم که لبت کان نبات است
- شمارهٔ ۹۴ شد وقت سحر چشم تو تا چند بخواب است
- شمارهٔ ۹۵ آن جامه بر آن بدن چه زیباست
- شمارهٔ ۹۶ عشق است که اندر دو جهان راه نجات است
- شمارهٔ ۹۷ کس نیست که از لعل تو دشنام شنیده است
- شمارهٔ ۹۸ از زلف سیاهت که همه چین و شکنج است
- شمارهٔ ۹۹ نوبت عشرت است و وقت صبوح
- شمارهٔ ۱۰۰ تو را مسجد مرا میخانه ای شیخ
- شمارهٔ ۱۰۱ قدم بگذار و از ما بگذر ای شیخ
- شمارهٔ ۱۰۲ روز بحث از رساله دارد شیخ
- شمارهٔ ۱۰۳ بکوی میفروشم بار دادند
- شمارهٔ ۱۰۴ شیخ است و حلقه بر در خمار میزند
- شمارهٔ ۱۰۵ بخت اگر یاری کند دلدار دلداری کند
- شمارهٔ ۱۰۶ دو چشم مست تو کز خواب ناز برخیزد
- شمارهٔ ۱۰۷ دیشب مغی از خانه خمار برآمد
- شمارهٔ ۱۰۸ نام مه گل را مه خرداد نهادند
- شمارهٔ ۱۰۹ زاهدی از صومعه بیزار شد
- شمارهٔ ۱۱۰ افسانه بد مستی ما دوش سمر شد
- شمارهٔ ۱۱۱ تا می بکیش زاهد و مفتی حرام شد
- شمارهٔ ۱۱۲ شیخناشب تا سحر مست و خراب از باده بود
- شمارهٔ ۱۱۳ موج زد اشکی و ما را آب برد
- شمارهٔ ۱۱۴ دم زد لبی از شکوه، نیش نام نهادند
- شمارهٔ ۱۱۵ در ازل باده کشان چون گل پیمانه زدند
- شمارهٔ ۱۱۶ شیخنا افتان و خیزان بر در میخانه بود
- شمارهٔ ۱۱۷ گفتم از لعل لبت یک بوسه، گفت آری شود
- شمارهٔ ۱۱۸ ز گیسویت سخن با شانه گفتند
- شمارهٔ ۱۱۹ ترک من سبزه گرد لب دارد
- شمارهٔ ۱۲۰ کاووس کیانی که کیاش نام نهادند
متن اشعار به نقل از گنجور.