پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

۳۵۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ بالله که یکی از خود بخودآ
  2. شمارهٔ ۲ نهان در خاک کن ما و توئی را
  3. شمارهٔ ۳ جوهر قدسی، نهفته رخ در آب و گل چرا
  4. شمارهٔ ۴ هرشب من و دل تا سحر در گوشهٔ ویرانه‌ها
  5. شمارهٔ ۵ سالها بر کف گرفتم سبحه صد دانه را
  6. شمارهٔ ۶ محو آن روی پریواریم ما
  7. شمارهٔ ۷ بربسته دست جور فلک پای اگر مرا
  8. شمارهٔ ۸ ای عشق گرفتی سخت ناگاه دهان ما را
  9. شمارهٔ ۹ کرد چرخ دورو، دو موی مرا
  10. شمارهٔ ۱۰ روز و شب در حسرت و اندوه تیماری چرا
  11. شمارهٔ ۱۱ دل دیوانه بدر شد سحر از خانه ما
  12. شمارهٔ ۱۲ فکر و اندیشه بیهوده چرا
  13. شمارهٔ ۱۳ میبرد خیل غم اسیر مرا
  14. شمارهٔ ۱۴ شیخنا تا کی گران‌تر می‌کنی عمامه را
  15. شمارهٔ ۱۵ بحر اندیشه فرو برده بیک بار مرا
  16. شمارهٔ ۱۶ ای برده دل ما و سپرده دل خود را
  17. شمارهٔ ۱۷ امشب آن ترک وعده داده مرا
  18. شمارهٔ ۱۸ از عقل، عشق کرده عجب بی خبر مرا
  19. شمارهٔ ۱۹ صافی آبست ز آبگینه هویدا
  20. شمارهٔ ۲۰ چه شده باز چه افتاده مرا
  21. شمارهٔ ۲۱ خیل انده ز جای برد مرا
  22. شمارهٔ ۲۲ یارب بدست ما که داد امشب گریبان ترا
  23. شمارهٔ ۲۳ ایکه کشتی ز انتظار مرا
  24. شمارهٔ ۲۴ خریدستی بهیچ ایخواجه ما را
  25. شمارهٔ ۲۵ مده بغمزه اجازت دو چشم جادو را
  26. شمارهٔ ۲۶ چون تُرک جنگجوی من از در، درآیدا
  27. شمارهٔ ۲۷ آنکو سرشت مهر تو اندر سرشت ما
  28. شمارهٔ ۲۸ پر کن از خم می کدوی مرا
  29. شمارهٔ ۲۹ من خرابم شش جهت آباد باشد یا خراب
  30. شمارهٔ ۳۰ ایدو زلفت سپاه بی ترتیب
  31. شمارهٔ ۳۱ چشم تو امشب شده مست از شراب
  32. شمارهٔ ۳۲ برخیز و در قدح فکن آن جوهر مذاب
  33. شمارهٔ ۳۳ ایکه گوئی شاه خوبانرا وفائی نیست، هست
  34. شمارهٔ ۳۴ در کوی عشقبازی ننگ است و نام نیست
  35. شمارهٔ ۳۵ بندگی درکوی عشق از پادشائی خوشتر است
  36. شمارهٔ ۳۶ نیمه رفت از شب اکنون هیچکس بیدار نیست
  37. شمارهٔ ۳۷ خوبی بخوش اندامی و سیمین ذقنی نیست
  38. شمارهٔ ۳۸ بزم عشرت بژاژخائی نیست
  39. شمارهٔ ۳۹ زردی برگ خزان عکس رخ زرد من است
  40. شمارهٔ ۴۰ بندگی بر در مردان خدا دین من است
  41. شمارهٔ ۴۱ این کیست چنین ستاده سرمست
  42. شمارهٔ ۴۲ در سلسله عشق که بگسیختنی نیست
  43. شمارهٔ ۴۳ بیا زاهد مزن دم زین خرافات
  44. شمارهٔ ۴۴ صوفی امروز مگرمست زجامی دگر است
  45. شمارهٔ ۴۵ ملک تسلیم و رضا دولت درویشان است
  46. شمارهٔ ۴۶ در ره عشق نامرادی نیست
  47. شمارهٔ ۴۷ چهر حق را جلوه اندر کعبه و میخانه نیست
  48. شمارهٔ ۴۸ ما را بشیخ شهر سوال و جواب نیست
  49. شمارهٔ ۴۹ در مدرسه علم و عمل آموختنی نیست
  50. شمارهٔ ۵۰ دوش با یک جام می ساقی خرابم کرده است
  51. شمارهٔ ۵۱ هر چه پوئی جز ره حق باطل است
  52. شمارهٔ ۵۲ قسم تو اگر بیش بود کم شدنی نیست
  53. شمارهٔ ۵۳ بشکست اگر جام سر سنگ سلامت
  54. شمارهٔ ۵۴ این کیست که او پرده ز رخسار کشیده است
  55. شمارهٔ ۵۵ ذوق عارف دگر و مشرب عامی دگراست
  56. شمارهٔ ۵۶ بر لبم گوش نه که بانگ نی است
  57. شمارهٔ ۵۷ تسبیح تو ایشیخ که صد دانه تمام است
  58. شمارهٔ ۵۸ از داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست
  59. شمارهٔ ۵۹ اگنون که گذشته ز شب تیره دو پاس است
  60. شمارهٔ ۶۰ تو را آئینه محتاج حلب نیست

متن اشعار به نقل از گنجور.