پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۵

سالها بر کف گرفتم سبحه صد دانه را

تا ببندم زین فسون پای دل دیوانه را

سبحه صد دانه چون کار مرا آسان نکرد

کرد باید جستجو آن گوهر یکدانه را

سخت سست و ناتوان گشتم مگر نیرو دهد

قوت بازوی مردان همت مردانه را

برفروز از می چراغی، من ز مسجد نیمه شب

آمدم بیرون و گم کردم ره میخانه را

ساقی از درد قدح ما را نصیبی بخش نیز

چون رسد نوبت بپایان گردش پیمانه را

ما گدایانرا طفیل خویش از این خوان کرم

قسمتی ده، میشناسی گر تو صاحبخانه را

کعبه را بتخانه کردم من، تو ای دست خدا

آستینی برفشان و کعبه کن بتخانه را

واعظا افسانه کمتر گو که من از دایه نیز

در زمان کودکی بشنیدم این افسانه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷بربسته دست جور فلک پای اگر مرا
  2. شمارهٔ ۸ای عشق گرفتی سخت ناگاه دهان ما را
  3. شمارهٔ ۹کرد چرخ دورو، دو موی مرا
  4. شمارهٔ ۱۰روز و شب در حسرت و اندوه تیماری چرا
  5. شمارهٔ ۱۱دل دیوانه بدر شد سحر از خانه ما
  6. شمارهٔ ۱۲فکر و اندیشه بیهوده چرا
  7. شمارهٔ ۱۳میبرد خیل غم اسیر مرا
  8. شمارهٔ ۱۴شیخنا تا کی گران‌تر می‌کنی عمامه را
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.