پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۰

گر نیستی از عاشقان از عاشقی افسانه کن

خون دل از چشمت روان نبود، اناری دانه کن

از باده عشقت اگر ذوقی نیامد در جگر

باری بتقلید و سمر یک ناله مستانه کن

بر سنگ زن پیمانه را در هم شکن در دانه را

ویرانه ساز این خانه را با خانه در ویرانه کن

هم شیشه بر خار افکن هم خیمه بر صحرا فکن

هم رخت بر دریا فکن هم خوی با دیوانه کن

تا کی در این بیت الحزن بنشسته ای مانند زن

گام از پی مردان بزن یا همتی مردانه کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۲جان و تن را به عشق سودا کن
  2. شمارهٔ ۲۹۳ترکانه سحر تاخته آمد بسر من
  3. شمارهٔ ۲۹۴وقت سحر آمد ، هله ترتیبِ سحر کن،
  4. شمارهٔ ۲۹۵شب آمد جام می را مرحبا کن
  5. شمارهٔ ۲۹۶خاتم از دست اهرمن بستان
  6. شمارهٔ ۲۹۷در دل ویران خیال رای تو مهمان
  7. شمارهٔ ۲۹۸روز و شب بیهده با اختر خود جنگ مکن
  8. شمارهٔ ۲۹۹خدای جهان در جهان جهان
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.