پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

خاتم از دست اهرمن بستان

خویشتن را ز ما و من بستان

یکنفس از خدا بسوی خدا

خویشتن را ز خویشتن بستان

تا بکی دل اسیر تن داری

دل خود را ز دست تن بستان

از بتی دلفریب و تازه جوان

ساغری زان می کهن بستان

بنه این دل بخاک و صد دل پاک

عوض از دست پیر من بستان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸روز و شب بیهده با اختر خود جنگ مکن
  2. شمارهٔ ۲۹۹خدای جهان در جهان جهان
  3. شمارهٔ ۳۰۰عیب دانشور بود با ناکسان صهبا زدن
  4. شمارهٔ ۳۰۱رخ است آن یا چمن یا باغ نسرین
  5. شمارهٔ ۳۰۲آن لعل لب و دهان خندان
  6. شمارهٔ ۳۰۳بچنگ دیو اسیرم بدست غول زبون
  7. شمارهٔ ۳۰۴روز ابر و ترشح باران
  8. شمارهٔ ۳۰۵نمیدانم چه کردی با دل من
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.