پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۱

رخ است آن یا چمن یا باغ نسرین

بر است آن یاسمن یا سرو سیمین

یدو بیضاء نگوئی لعل و دندان

شب یلدا نگوئی زلف پرچین

عروسی چون ترا شاید که باشد

سر و جان و دل و دین جمله کابین

هزاران فتنه بر خیزد ز اسلام

دو صد شورش برانگیزد ز آئین

چنین کان چشم جادو میبرد دل

چنان کان زلف هندو میبرد دین

منه در پیش رخ آئینه و آب

مده خود را بزیور زیب و آئین

رخت بی زیب و زیور خوب و زیبا است

لبت بی قند و شگر شهد و شیرین

گمند زلفکان و تیر مژگان

کمان ابروان و خال مشکین

زهر سو از سپاه روم و از زنگ

بسوی ما کشیده لشگر کین

حبیب آن دل بچنگ آن سر زلف

چو گنحشکیست در چنگال شاهین

یکی تار سر زلفت بچین بست

بهر تار سر زلفت دو صد چین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۳بچنگ دیو اسیرم بدست غول زبون
  2. شمارهٔ ۳۰۴روز ابر و ترشح باران
  3. شمارهٔ ۳۰۵نمیدانم چه کردی با دل من
  4. شمارهٔ ۳۰۶ای دشمن جان من و ای خیره تن من
  5. شمارهٔ ۳۰۷عید شد باده مغانه بزن
  6. شمارهٔ ۳۰۸کس را مسنج جز بترازوی خویشتن
  7. شمارهٔ ۳۰۹چندانکه زیم با دل آسوده زیم من
  8. شمارهٔ ۳۱۰نکرده ای ببر ای سرو جامه گلگون
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.