پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۹

چندانکه زیم با دل آسوده زیم من

بی فکرت و اندیشه بیهوده زیم من

ای راحت جان و دل من زود بیاور

آن باده آسوده که آسوده زیم من

چون راد خدا باده بمن داده، نشاید

در رنج و غم از بوده و نابوده زیم من

فرسایدم اندیشه و انده، بمگوئید

ز اندیشه و اندوه که فرسوده زیم من

فرموده خداوند که میزی بسلامت

چونانکه خداوند بفرموده، زیم من

از پند حکیمانه سرودن چه برآید

چون پند حکیمانه به نشنوده، زیم من

با این شرف عنصر و با این گهر پاک

حیف است که با دامن آلوه زیم من

زین غم که بدان گونه که بایست نباشم

رخساره بخون جگر آلوده، زیم من

می نشمرم از عمر خود آنروز حبیباک

بر دانش و بینش بنیفزوده، زیم من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱در کفت دارم، دلی خارش بکن رارش بکن
  2. شمارهٔ ۳۱۲امروز امیر در میخانه تویی تو
  3. شمارهٔ ۳۱۳می نخوردی سخن از باده و از جام بگو
  4. شمارهٔ ۳۱۴سر تا بقدم ترک منا، جان و دلی تو
  5. شمارهٔ ۳۱۵مبر در پیش زاهد نام باده
  6. شمارهٔ ۳۱۶آن مست ببین بی خبر از خویش فتاده
  7. شمارهٔ ۳۱۷ندارم توشه ای از بهر این ره
  8. شمارهٔ ۳۱۸چهره را رنگی بده آبی بده
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.