پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۶

آن مست ببین بی خبر از خویش فتاده

خشت سر خم زیر سر خویش نهاده

سر بر در میخانه و لب بر لب مینا

پا بر سر عقل خرد اندیش نهاده

سلطان جهان است که از روی محبت

سر بر قدم حضرت درویش نهاده

تشویش کجا در دل او راه نماید

او پای بفرق سر تشویش نهاده

زین شربت شیرین بمیالای دهانرا

زیرا که در این نوش، دو صد نیش نهاده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۸چهره را رنگی بده آبی بده
  2. شمارهٔ ۳۱۹من بدین کهنه دلق و کهنه کلاه
  3. شمارهٔ ۳۲۰ای شیخ جز این خرقه و دستار چه داری
  4. شمارهٔ ۳۲۱زلفکا چند حیله ساز کنی
  5. شمارهٔ ۳۲۲تن همه زشتی و بدی یارجلاخذبیدی
  6. شمارهٔ ۳۲۳شیخنا بگذر از توئی و منی
  7. شمارهٔ ۳۲۴این طره پر چین که شکن در شکن استی
  8. شمارهٔ ۳۲۵هر جا سخن از شکر و قند و عسل استی
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.