پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۹

من بدین کهنه دلق و کهنه کلاه

نکنم سر فرو به افسر شاه

روی ناخوب و خوی نامرغوب

میزنم طعنه ها بمهر و بماه

بتو زیبنده شد بنقاره

زدن ایصاحب سریر و کلاه

که مرا تاج فقر وتخت قنوع

برتر است از هزار افسروگاه

نکنم رو بسوی درگه میر

که برم انتظارم نعمت و جاه

بسوی خوان نعمت خواجه

نکنم از در فسوس نگاه

بی نیازیم داده حضرت حق

با کف راد و خاطر آگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۱زلفکا چند حیله ساز کنی
  2. شمارهٔ ۳۲۲تن همه زشتی و بدی یارجلاخذبیدی
  3. شمارهٔ ۳۲۳شیخنا بگذر از توئی و منی
  4. شمارهٔ ۳۲۴این طره پر چین که شکن در شکن استی
  5. شمارهٔ ۳۲۵هر جا سخن از شکر و قند و عسل استی
  6. شمارهٔ ۳۲۶ای خواجه شنیدستم زین کوچه رهی داری
  7. شمارهٔ ۳۲۷سخن بگوی که شیرین لب و شکردهنی
  8. شمارهٔ ۳۲۸قربان مقدمت که ببزم من آمدی
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.