پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۷

سخن بگوی که شیرین لب و شکردهنی

مشو خموش که شمع و چراغ انجمنی

مرو ز بر که چو جان دربری حریفانرا

بخواب ناز مشو، چونکه چشم بخت منی

بپاس خاطر یاران و دوستان، سر زلف

بهم مزن که دل عالمی بهم بزنی

ز چهره پرده میکفن بتا برای خدا

که پرده ها بدری چون تو پرده برفکنی

صفت ز گل نکنم، نام از چمن نبرم

تو سرخ تر ز گل و تازه روتر از چمنی

هزار سینه سپر شد، هزار دیده هدف

که ناگهان تو مگر تیر غمزه ای بزنی

دل شکسته ما را یکی بپرس احوال

چه تار طره مشکین بهم همی شکنی

هزار طوطی شیرین سخن بسان حبیب

کنند از لب شیرین تو شکر شکنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۹گر تلخ کنی و گر ترش روی
  2. شمارهٔ ۳۳۰با رقیبان سر سفر داری
  3. شمارهٔ ۳۳۱چون شود با ما اگر رسم ستم کمتر کنی
  4. شمارهٔ ۳۳۲شنیدستم که با یاری نهانی
  5. شمارهٔ ۳۳۳از فکرت و اندیشه در آزار چرائی
  6. شمارهٔ ۳۳۴ترک من نیمه شب از در با چراغ آید همی
  7. شمارهٔ ۳۳۵ترک بدخوی جفا جوی بلا بالا توئی
  8. شمارهٔ ۳۳۶چرا میل دل آزاری نداری
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.