پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۳

از فکرت و اندیشه در آزار چرائی

از حسرت و اندوه چنین زار چرائی

کار دو جهان را که بدینسان بود آسان

بیهوده بخود کرده تو دشوار چرائی

گیتی همه اندیشه و تیمار تو دارند

تو خویش در اندیشه و تیمار چرائی

عالم همه در فکر تو و کار تو بیخود

تو بیخبر و بیخود و بیکار چرائی

اکنونکه شفاخانه نهاده است مسیحا

ای کاهل بیعار تو بیمار چرائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۵ترک بدخوی جفا جوی بلا بالا توئی
  2. شمارهٔ ۳۳۶چرا میل دل آزاری نداری
  3. شمارهٔ ۳۳۷اگر یک جرعه می در شیشه داری
  4. شمارهٔ ۳۳۸رفتم بدر پیر خرابات تو بودی
  5. شمارهٔ ۳۳۹هر که را در ره طلب بینی
  6. شمارهٔ ۳۴۰بده ایساقی بزم آنقدح هوش زدای
  7. شمارهٔ ۳۴۱آشکارا، روز طعن و لعن زندان میکنی
  8. شمارهٔ ۳۴۲امروز مرا جام ز باده تهی استی
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.