پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۵

ترک بدخوی جفا جوی بلا بالا توئی

نی غلط گفتم نکو خوی و نکو سیما توئی

آن بهشت نقد کامروز است ما را نقد وقت

میکند بیهوده زاهد وعده فردا، توئی

آنکه از روز نخستین در ره مهر و وفا

با کسی گامی نپیموده است جز با ما، توئی

آنکه بعد از خفتن اغیار و چشم روزگار

تا سحر شبها نهادم بر لبش لبها، توئی

آن بت دلجو که پنهان راز من با دیگران

از سر صدق و صفا هرگز نکرد افشا، توئی

آن بت دلجو که پنهان راز من با دیگران

از سر صدق و صفا هرگز نکرد افشا، توئی

آنکه گیسوی گرهگیرش بود مار سیاه

جز منش کس نیست افسون ساز و مار افسا، توئی

آنکه جز تو در دلش کسرا نباشد ره، منم

آنکه جز من در برش کسرا نباشد جا توئی

آنکه جز بر پای تو ننهاده سر هرگز، منم

آنکه جز در بزم من ننهاده هرگز پا، توئی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۷اگر یک جرعه می در شیشه داری
  2. شمارهٔ ۳۳۸رفتم بدر پیر خرابات تو بودی
  3. شمارهٔ ۳۳۹هر که را در ره طلب بینی
  4. شمارهٔ ۳۴۰بده ایساقی بزم آنقدح هوش زدای
  5. شمارهٔ ۳۴۱آشکارا، روز طعن و لعن زندان میکنی
  6. شمارهٔ ۳۴۲امروز مرا جام ز باده تهی استی
  7. شمارهٔ ۳۴۳تو از عالم جز این یکدم نداری
  8. شمارهٔ ۳۴۴رهم در بزم جان و دل تو دادی
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.