پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۴

رهم در بزم جان و دل تو دادی

رهائی نیز از آب و گل تو دادی

ز گرداب ضلالت زورقم را

چو غرقه شد، ره ساحل تو دادی

بجز بیحاصلی از خرمن عمر

نبودم حاصلی، حاصل تو دادی

بسوی محفل جانم تو بردی

می نابم در آن محفل تو دادی

عطاهای فزون از قابلیت

بدین ناچیز ناقابل، تو دادی

بهر شام و سحر ذکر خدا را

فرا یاد دل غافل تو دادی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۶ای تیره تن ما که بجان دشمن مائی
  2. شمارهٔ ۳۴۷یک امشبی که تو آسوده در کنار منی
  3. شمارهٔ ۳۴۸خواهی از حرف بد اندیش سلامت باشی
  4. شمارهٔ ۳۴۹امشب که منم با تو در اینخانه خالی
  5. شمارهٔ ۳۵۰به جان دشمن به غیر تن نداری
  6. شمارهٔ ۳۵۱تا چند کند دست تو با زلف تو بازی
  7. شمارهٔ ۳۵۲رفته از ما و تو منی و توئی
  8. شمارهٔ ۳۵۳هی خویش بیارای و خر خویش بیارای
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.