پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۵

شنیده ام که تو ای خواجه کیمیا داری

برای درد دل ما یکی دوا داری

شنیده ایم که هم زهر و هم شکر داری

شنیده ایم که هم لطف و هم رضا داری

برای روشنی دیده های ما کوران

ز خاک درگه آنشاه، توتیا داری

تو آب چشمه حیوان و من لب تشنه

دهم بحسرت تو جان بگوروا داری

بجان دوست که ره سوی دوست مینبری

چو ذره ای بدل ار مهر ماسوی داری

یکی ز عاقبت حال ما بگو ای شیخ

که کیستیم و کجائیم اگر صفا داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۷یک امشبی که تو آسوده در کنار منی
  2. شمارهٔ ۳۴۸خواهی از حرف بد اندیش سلامت باشی
  3. شمارهٔ ۳۴۹امشب که منم با تو در اینخانه خالی
  4. شمارهٔ ۳۵۰به جان دشمن به غیر تن نداری
  5. شمارهٔ ۳۵۱تا چند کند دست تو با زلف تو بازی
  6. شمارهٔ ۳۵۲رفته از ما و تو منی و توئی
  7. شمارهٔ ۳۵۳هی خویش بیارای و خر خویش بیارای
  8. شمارهٔ ۳۵۴تو با لب نمکین از چه قند گفتاری
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.