پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴

تو با لب نمکین از چه قند گفتاری

بگو یکی زنمک، قند چون همی باری

تو شکرین لب و شیرین سخن، هزار افسوس

که تندخوی و ترش روی و تلخ گفتاری

تو ماه روی و سمن بوی و مشک مو، صد حیف

که جنگجوی و جفا خوی و مردم آزاری

شنیده ام ز کسان سرو میوه مینارد

تو سرو قد ز چه رو میوه نیشکرداری

بنازم آن نگه شوخ و چشم مست ترا

که شیوه اش همه مخموری است و خماری

تو خوب رو بچمن پا منه که می ترسم

که چشم بد رسد از نرگست بعیاری

نگاه شوخ ترا نرگس از که آموزد

گرفتم آنکه چه چشمت شود به بیماری

حبیب دفتر تو کاروان بنگاله است

کزو بجای سخن، بار بار قند آری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۶چه خوش بود که شبی در کنار من خسبی
  2. شمارهٔ ۳۵۷تا لاله صفت جانا گلگونه قبا کردی
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.