پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

چه خوش بود که شبی در کنار من خسبی

به بستر اندر، یکتای پیرهن خسبی

بود چه پیرهن اندر میانه نیز حجاب

به آنکه در بغل من چه پیرهن خسبی

قدح بنوشی و سرمست گردی از می ناب

چنانکه بی خبر از حال خویشتن خسبی

گهی برقص چه شمشاد و نارون خیزی

گهی به بزم چه نسرین و نسترن خسبی

صبا ز شرم تو از گل سحر گلاب کشد

شبی که مست تو در ساحت چمن خسبی

ز برگ گل سزدت بستر، از سمن بالین

بهر زمین تو سمن نو گل پرن خسبی

تو چون بباغ درآئی، ز پا در آید سرو

مگر بسایه شمشاد و نارون خسبی

پریش سازی گیسو بروی یشم سرین

چه یک چمن گل و یک باغ یاسمن خسبی

عجب خیال محالی حبیب در سر داشت

که با سرین سمین در دواج من خسبی

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.