پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۸

خواهی از حرف بد اندیش سلامت باشی

باید آنسو ز سر کوی ملامت باشی

کاری امروز مکن جان پدر پنهانی

که شود فاش چو فردا، بندامت باشی

نیست اعجاز و کرامت بجز از خوی نکو

تا بکی در پی اعجاز و کرامت باشی

بده آنچند نه کت خلق بخوانند سفیه

بهل اسنان نه که معروف لئامت باشی

نه بفسق از می و خمار شو شهره شهر

نه بزهد از سرو دستار علامت باشی

دام بر دوش ز تحت الحنک اندر پی صید

دانه از سبحه بکف، مست امامت باشی

باد افکنده بخود، گردن کج، سر در پیش

خون مردم بخوری شاخ حجامت باشی

خلق کز دست و زبان تو سلامت باشند

توهم از دست و زبانشان بسلامت باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۰به جان دشمن به غیر تن نداری
  2. شمارهٔ ۳۵۱تا چند کند دست تو با زلف تو بازی
  3. شمارهٔ ۳۵۲رفته از ما و تو منی و توئی
  4. شمارهٔ ۳۵۳هی خویش بیارای و خر خویش بیارای
  5. شمارهٔ ۳۵۴تو با لب نمکین از چه قند گفتاری
  6. شمارهٔ ۳۵۵در ده قدح باده که با زخم فراقی
  7. شمارهٔ ۳۵۶چه خوش بود که شبی در کنار من خسبی
  8. شمارهٔ ۳۵۷تا لاله صفت جانا گلگونه قبا کردی
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.