پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۰

به جان دشمن به غیر تن نداری

تن ار کردی رها، دشمن نداری

مکن پولاد و آهن جوشن خویش

دل ار پولاد و از آهن نداری

مرو اندر صف پیکار مردان

که غیر از خوی و روی زن نداری

سلیمانی بداده خاتم از دست

ولیکن جز خود اهریمن نداری

بدزدی گر ز بیم تیغ دشمن

سری شایسته بر گردن نداری

دل از آهن کن و بر تن بیارای

برزم دشمن، ار جوشن نداری

همین ما و منی خصم من و تو است

که خصمی غیر ما و من نداری

بزن بال و پری، بشکن قفس را

مگر اندیشه گلشن نداری

الا ای رشته کم تابی از آنروی

گذر بر چشمه سوزن نداری

بکاخت تافته مهری ز روزن

تو کوری، چشم بر روزن نداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۲رفته از ما و تو منی و توئی
  2. شمارهٔ ۳۵۳هی خویش بیارای و خر خویش بیارای
  3. شمارهٔ ۳۵۴تو با لب نمکین از چه قند گفتاری
  4. شمارهٔ ۳۵۵در ده قدح باده که با زخم فراقی
  5. شمارهٔ ۳۵۶چه خوش بود که شبی در کنار من خسبی
  6. شمارهٔ ۳۵۷تا لاله صفت جانا گلگونه قبا کردی
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.