پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۰

بده ایساقی بزم آنقدح هوش زدای

که بیک باره کند ریشه اندیشه ز جای

بده آن باده که در پرده سرا چون نوشند

غم و اندوه نگردد بدر پرده سرای

بده آن باده که چون شاه و گدایش نوشند

هم گدا شاه شود دردم و هم شاه گدای

شیخ گفتا که بود منع خدائی باده

هرگز از لذت مستی نکند منع خدای

لذت زندگی ار خواهی پیوسته بگیر

قدح هوش بر از دست بت هوش ربای

قدح باده به پیما بنوای نی و چنگ

رغم آن شیخ که پیوسته کند بادبنای

مطرب نغمه سرا را بسوی پرده سرای

باز خوان تا رود این شیخک بیهوده سرای

بانگ این هرزه درائی که کند شیخ کبیر

با تهی مغزی باشد بمثل بانگ درای

بده آنداروی اندیشه فکن را که خرد

نکند عیش جهان تا بود اندیشه گرای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۲امروز مرا جام ز باده تهی استی
  2. شمارهٔ ۳۴۳تو از عالم جز این یکدم نداری
  3. شمارهٔ ۳۴۴رهم در بزم جان و دل تو دادی
  4. شمارهٔ ۳۴۵شنیده ام که تو ای خواجه کیمیا داری
  5. شمارهٔ ۳۴۶ای تیره تن ما که بجان دشمن مائی
  6. شمارهٔ ۳۴۷یک امشبی که تو آسوده در کنار منی
  7. شمارهٔ ۳۴۸خواهی از حرف بد اندیش سلامت باشی
  8. شمارهٔ ۳۴۹امشب که منم با تو در اینخانه خالی
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.