پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲

امروز مرا جام ز باده تهی استی

گوشم همه بر گام ستور رهی استی

بی باده مرا زیستن امروز نشاید

کاندرم بخرگاه بتی خرگهی استی

خرگاه بر افراشته، وز سبزه بگردش

گسترده یکی سبز بساط شهی استی

گر سرو سهی نیست بدین باغ چه باک است

چون قامت موزون تو سرو سهی استی

می نوش و مخمور انده گیتی که می ناب

اصل طرب و داروی بی اندهی استی

روزی بچنین خرمی ارشام کند مرد

بی باده، فرومایگی و ابلهی استی

می خور شب خور داد و میاسا که نشاید

خسبید شبی را که بدین کوتهی استی

هم خواسته هم مجلس آراسته دارد

آن مرد که با طالع و با فرهی استی

آسایش و خوشی به جهان به ز همه چیز

کاسایش و خوشی است که اصل بهی استی

باسایش درویش کجا خسبد سلطان

بس فتنه که در تارک فرماندهی استی

آسوده ندیدم که زید مرد توانگر

بس مشغله در ترک کلاه مهی استی

زاهد که کند منع خردمند ز باده

بیدانشی و ابلهی و گمرهی استی

انبه نبود هوش و خرد در سر و مغزش

موی زنخ هر که بدین انبهی استی

شعر من و شعر دگران نزد سخن سنج

چون...زرده دهی استی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۴رهم در بزم جان و دل تو دادی
  2. شمارهٔ ۳۴۵شنیده ام که تو ای خواجه کیمیا داری
  3. شمارهٔ ۳۴۶ای تیره تن ما که بجان دشمن مائی
  4. شمارهٔ ۳۴۷یک امشبی که تو آسوده در کنار منی
  5. شمارهٔ ۳۴۸خواهی از حرف بد اندیش سلامت باشی
  6. شمارهٔ ۳۴۹امشب که منم با تو در اینخانه خالی
  7. شمارهٔ ۳۵۰به جان دشمن به غیر تن نداری
  8. شمارهٔ ۳۵۱تا چند کند دست تو با زلف تو بازی
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.