پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۴

ترک من نیمه شب از در با چراغ آید همی

تا بجوید بزم ما را در سراغ آید همی

صبحدم تا نیمه شب اندر پی کار خود است

چون شود نیمه شبش وقت فراغ، آید همی

می زده چشم و شکسته زلف و مخمور و خراب

سر زده در بزم یاران، با ایاغ آید همی

بر فروزد چهره اش چون گل ز تاب می چنانک

بزم ما از روی او چون صحن باغ آید همی

روی او چون لاله گردد بزم ما چون لاله زار

لاله دیدستی که او بی هیچ داغ آید همی

افتد از یکسو به دیگر سو زمستی هر طرف

وقت بشکن بشکن و شوخی و لاغ آیدهمی

شب ز مستی تا سحر خسبد ز عالم بیخبر

صبحدم از جام دیگر، تر دماغ آید همی

با دو چشم نیم مست افتان و خیزان در خمار

دست یاران گیردوزی دشت و راغ آید همی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۶چرا میل دل آزاری نداری
  2. شمارهٔ ۳۳۷اگر یک جرعه می در شیشه داری
  3. شمارهٔ ۳۳۸رفتم بدر پیر خرابات تو بودی
  4. شمارهٔ ۳۳۹هر که را در ره طلب بینی
  5. شمارهٔ ۳۴۰بده ایساقی بزم آنقدح هوش زدای
  6. شمارهٔ ۳۴۱آشکارا، روز طعن و لعن زندان میکنی
  7. شمارهٔ ۳۴۲امروز مرا جام ز باده تهی استی
  8. شمارهٔ ۳۴۳تو از عالم جز این یکدم نداری
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.