پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۱

چون شود با ما اگر رسم ستم کمتر کنی

اندکی این جور را با عاشق دیگر کنی

غازه ای از خون ما بر چهره خود کن نگار

چون ز بهر ناسزایان خویشرا زیور کنی

لختی از این سوخته دل نه بخوان بهر کباب

با حریفان دغل چون باده در ساغر کنی

دامن از دستم مکش ای تندخوی از روی قهر

کز نثار چشم من دامن پر از گوهر کنی

نام ما با خون مظلومان رقم کن نز مداد

چونکه نام عاشقانرا ثبت در دفتر کنی

با حریفان دغل هر شب زنی می تا سحر

چونکه دور ما رسد آغاز شورو شر کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۳از فکرت و اندیشه در آزار چرائی
  2. شمارهٔ ۳۳۴ترک من نیمه شب از در با چراغ آید همی
  3. شمارهٔ ۳۳۵ترک بدخوی جفا جوی بلا بالا توئی
  4. شمارهٔ ۳۳۶چرا میل دل آزاری نداری
  5. شمارهٔ ۳۳۷اگر یک جرعه می در شیشه داری
  6. شمارهٔ ۳۳۸رفتم بدر پیر خرابات تو بودی
  7. شمارهٔ ۳۳۹هر که را در ره طلب بینی
  8. شمارهٔ ۳۴۰بده ایساقی بزم آنقدح هوش زدای
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.