پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۹

گر تلخ کنی و گر ترش روی

ور چین فکنی میان ابروی

دل باختگان بجان پسندند

هر بد که کنی بجای نیکوی

ما دست نمی نهیم از این پای

ما پای نمیکیشم از این کوی

چون یار نکو رخ است و زیبا

سهل است اگر چه هست بدخوی

یا پای منه بکوی خوبان

یا دست بخون دل فرو شوی

ماهی است فتاده بر لب بام

سروی است ستاده بر لب جوی

من سرو ندیده ام قبا پوش

من ماه ندیده ام سخنگوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۱چون شود با ما اگر رسم ستم کمتر کنی
  2. شمارهٔ ۳۳۲شنیدستم که با یاری نهانی
  3. شمارهٔ ۳۳۳از فکرت و اندیشه در آزار چرائی
  4. شمارهٔ ۳۳۴ترک من نیمه شب از در با چراغ آید همی
  5. شمارهٔ ۳۳۵ترک بدخوی جفا جوی بلا بالا توئی
  6. شمارهٔ ۳۳۶چرا میل دل آزاری نداری
  7. شمارهٔ ۳۳۷اگر یک جرعه می در شیشه داری
  8. شمارهٔ ۳۳۸رفتم بدر پیر خرابات تو بودی
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.