پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۸

قربان مقدمت که ببزم من آمدی

چون نور در دو دیده و جان در تن آمدی

دیدم ستاده سرو بپا، سرفکنده گل

گفتم یقین که باز تو در گلشن آمدی

در دل ز دیده راه نمودی چو آفتاب

در خانه فقیر ز یک روزن آمدی

تیغ و کفن بگردن و بر کف نهاده جان

سر پیش دارم، ار ز پی کشتن آمدی

ای گنج شایگان مگرت باد آورید

یا خود به اختیار در این روزن آمدی

ایشمع صبح، شام بر افروختی چرا

ای دزد شب، بروز چرا رهزن آمدی

بد تنگ تر ز چشمه سوزن دل حبیب

گویا تو رشته گشتی و در سوزن آمدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۰با رقیبان سر سفر داری
  2. شمارهٔ ۳۳۱چون شود با ما اگر رسم ستم کمتر کنی
  3. شمارهٔ ۳۳۲شنیدستم که با یاری نهانی
  4. شمارهٔ ۳۳۳از فکرت و اندیشه در آزار چرائی
  5. شمارهٔ ۳۳۴ترک من نیمه شب از در با چراغ آید همی
  6. شمارهٔ ۳۳۵ترک بدخوی جفا جوی بلا بالا توئی
  7. شمارهٔ ۳۳۶چرا میل دل آزاری نداری
  8. شمارهٔ ۳۳۷اگر یک جرعه می در شیشه داری
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.