پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۴

سر تا بقدم ترک منا، جان و دلی تو

باور نکند عقل که از آب و گلی تو

ترک چگلی نیست بدین خوبی و نغزی

ای ترک بگو راست مگر از چگلی تو

یک بوسه ز لعل تو ربودم بحلم کن

ور خون مرا پاک بریزی بحلی تو

در صحبت ما و تو، شب دوش زمستی

یارب چه سخن رفته که از ما خجلی تو

در حسن و جمال تو سخن می نمیتوان گفت

الا که جفا جوئی و پیمان گسلی تو

ای ترک بگو راست چه کردی و چه خوردی

دوشینه که امروز ز خود منفعلی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۶آن مست ببین بی خبر از خویش فتاده
  2. شمارهٔ ۳۱۷ندارم توشه ای از بهر این ره
  3. شمارهٔ ۳۱۸چهره را رنگی بده آبی بده
  4. شمارهٔ ۳۱۹من بدین کهنه دلق و کهنه کلاه
  5. شمارهٔ ۳۲۰ای شیخ جز این خرقه و دستار چه داری
  6. شمارهٔ ۳۲۱زلفکا چند حیله ساز کنی
  7. شمارهٔ ۳۲۲تن همه زشتی و بدی یارجلاخذبیدی
  8. شمارهٔ ۳۲۳شیخنا بگذر از توئی و منی
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.