پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۸

کس را مسنج جز بترازوی خویشتن

و از کس مرنج نیز بجز خوی خویشتن

ای هوشمند سوی رفیقان نظر فکن

چونانکه می نظر فکنی سوی خویشتن

چندین مپوی گرد پزشکان بیخرد

در خود بجوی مرهم و داوری خویشتن

هان ای ستبر بازوی استیزه کار، هان

چندین مباش غره ببازوی خویشتن

ترسم که چون پلنگ بافزایش غرور

خود را در افکنی تو بنیروی خویشتن

ای شیر مرد تا بکی از مدح روبهان

پیوسته کور مانی از آهوی خویشتن

همواره می بکوش و تکاپوی کن ولی

غره مشو بسعی و تکاپوی خویشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۰نکرده ای ببر ای سرو جامه گلگون
  2. شمارهٔ ۳۱۱در کفت دارم، دلی خارش بکن رارش بکن
  3. شمارهٔ ۳۱۲امروز امیر در میخانه تویی تو
  4. شمارهٔ ۳۱۳می نخوردی سخن از باده و از جام بگو
  5. شمارهٔ ۳۱۴سر تا بقدم ترک منا، جان و دلی تو
  6. شمارهٔ ۳۱۵مبر در پیش زاهد نام باده
  7. شمارهٔ ۳۱۶آن مست ببین بی خبر از خویش فتاده
  8. شمارهٔ ۳۱۷ندارم توشه ای از بهر این ره
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.