پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

در کفت دارم، دلی خارش بکن رارش بکن

تا توانی روز و شب پیوسته آزارش بکن

نزد من چون جان شیرین گرچه می باشد عزیز

در نظر ای خسرو شکر لبان خارش بکن

گر لبی آب از لبت خواهد که آب زندگیست

از تعلل های بیحد، تشنه و زارش بکن

چون ستمگش بندگان نزد ستمگر خواجه گان

خسته و بشکسته و بی قدر و مقدارش بکن

بنده ای بخشیدمت گر ناپسند افتد ترا

یا بکش یا بند کن یا بر سر دارش بکن

ور نمی باشد سزای بندگی، بهر فروش

در کف برده فروشان سوی بازارش بکن

نی که چو نین بنده را هرگز نمی شاید فروخت

سوی بازارش مکن آزار بسیارش بکن

نی مکن آزار بسیارش ولی در صلح و قهر

گاه بیمارش پسند و گاه تیمارش بکن

چون بشد بیمار و رنجوریش افزون شد بدرد

نرگس بیمار مستت را پرستارش بکن

وعده وصلش بده اما بکن با او خلاف

هر چه میدانی دروغ و عشوه در کارش بکن

در شکنج طره هندو بزنجیرش ببند

در هوای نرگس جادو گرفتارش بکن

بنده چونین نمی افتد بدست ایخواجه ات

خواجگی را هر چه میدانی سزاوارش بکن

نرگسی بیمار دارد از شراب لعل خویش

شربتی نوش و گوارا بهر بیمارش بکن

در برت راهش مده، پیوسته بنشان بر درت

منزل اندر سایه های پشت دیوارش بکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳می نخوردی سخن از باده و از جام بگو
  2. شمارهٔ ۳۱۴سر تا بقدم ترک منا، جان و دلی تو
  3. شمارهٔ ۳۱۵مبر در پیش زاهد نام باده
  4. شمارهٔ ۳۱۶آن مست ببین بی خبر از خویش فتاده
  5. شمارهٔ ۳۱۷ندارم توشه ای از بهر این ره
  6. شمارهٔ ۳۱۸چهره را رنگی بده آبی بده
  7. شمارهٔ ۳۱۹من بدین کهنه دلق و کهنه کلاه
  8. شمارهٔ ۳۲۰ای شیخ جز این خرقه و دستار چه داری
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.