پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۰

نکرده ای ببر ای سرو جامه گلگون

که گشته ای ز شهیدان خویش غرقه بخون

قباس سرخ ببر کرده ای نمیدانم

و یا ز تاب بدن گشته جامه ات گلگون

رخت برنگ قبا، جامه ات بر تگ بدن

بگو که گشته بدین دلبریت راهنمون

گرفتم از سر کوی تو پا برون آرم

چگونه مهر تو از سر مرا شود بیرون

جهان زلیلی و مجنون فسانه ای دارند

کنون توئی بجهان لیلی و منت مجنون

چسان برون رود از سر خیال روی توام

که همچو جان بتن و دل بسینه رفته درون

حبیب کار بدانجا کشیده از غم عشق

که سر نهیم بصحرا و پای در هامون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۲امروز امیر در میخانه تویی تو
  2. شمارهٔ ۳۱۳می نخوردی سخن از باده و از جام بگو
  3. شمارهٔ ۳۱۴سر تا بقدم ترک منا، جان و دلی تو
  4. شمارهٔ ۳۱۵مبر در پیش زاهد نام باده
  5. شمارهٔ ۳۱۶آن مست ببین بی خبر از خویش فتاده
  6. شمارهٔ ۳۱۷ندارم توشه ای از بهر این ره
  7. شمارهٔ ۳۱۸چهره را رنگی بده آبی بده
  8. شمارهٔ ۳۱۹من بدین کهنه دلق و کهنه کلاه
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.