پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۷

عید شد باده مغانه بزن

باده با چنگ و با چغانه بزن

قدم از صحن خانه تا لب بام

بنه و طبل شادیانه بزن

شب عید است تا سحر خوشباش

باده و چنگ را شبانه بزن

دست افشان و پای کوبان شو

هی لگد بر سر زمانه بزن

با جوان بخت یار شیرین طبع

باده تلخ را جوانه بزن

کوس عیش است بر سر بازار

تو قدح در درون خانه بزن

با بتی سرو قد کمان ابرو

تیر را راست بر نشانه بزن

تنگ چون پیرهنش در بر گیر

چنگ در طره اش چو شانه بزن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۹چندانکه زیم با دل آسوده زیم من
  2. شمارهٔ ۳۱۰نکرده ای ببر ای سرو جامه گلگون
  3. شمارهٔ ۳۱۱در کفت دارم، دلی خارش بکن رارش بکن
  4. شمارهٔ ۳۱۲امروز امیر در میخانه تویی تو
  5. شمارهٔ ۳۱۳می نخوردی سخن از باده و از جام بگو
  6. شمارهٔ ۳۱۴سر تا بقدم ترک منا، جان و دلی تو
  7. شمارهٔ ۳۱۵مبر در پیش زاهد نام باده
  8. شمارهٔ ۳۱۶آن مست ببین بی خبر از خویش فتاده
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.