پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۶

ای دشمن جان من و ای خیره تن من

ایمایه اندیشه و رنج و محن من

ای یار دل آزار نه ای دشمن خونخوار

کاینسان شده دشوار ز تو زیستن من

ای خصم دل و دینم و همواره بکینم

ای برده نگینم که توئی اهرمن من

دنیا چو یکی گور زر اندود منقش

من مرده پوسیده تو کهنه کفن من

ای دیو زده چنگ بدامان دل من

ای غول وطن ساخته در پیرهن من

بیزارم از این مسکن ویرانه که باشد

دیوی چو تو دیوانه و بدخو سکن من

من پرفن و تزویرم لیکن بود اندک

سوی فن و تزویر تو، تزویر و فن من

یعقوبم و از فرقت یوسف شده اعمی

گیتی است چه کنعان و تو بیت الحزن من

موری که در افتد بلگن چاره ندارد

من موریم افتاده، تو هستی لگن من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۸کس را مسنج جز بترازوی خویشتن
  2. شمارهٔ ۳۰۹چندانکه زیم با دل آسوده زیم من
  3. شمارهٔ ۳۱۰نکرده ای ببر ای سرو جامه گلگون
  4. شمارهٔ ۳۱۱در کفت دارم، دلی خارش بکن رارش بکن
  5. شمارهٔ ۳۱۲امروز امیر در میخانه تویی تو
  6. شمارهٔ ۳۱۳می نخوردی سخن از باده و از جام بگو
  7. شمارهٔ ۳۱۴سر تا بقدم ترک منا، جان و دلی تو
  8. شمارهٔ ۳۱۵مبر در پیش زاهد نام باده
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.