پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۵

نمیدانم چه کردی با دل من

که باز آتش زدی بر حاصل من

اگر رفتی برون از محفل من

نخواهی رفت هرگز از دل من

بیا ای شمع محفلهای تاریک

که تاریک است بی تو محفل من

تو تا در منزل من جای داری

نگردد غم به گرد منزل من

باستقبالت آید جان گر آئی

تو ای بخت سعید مقبل من

مرا کشتی در افتاده بگرداب

توئی ایجان جانها ساحل من

دل و جان هدیه آوردم چه باشد

پذیری هدیه ناقابل من

بجای جان و دل، مهر تو گوئی

سرشتستند در آب و گل من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۷عید شد باده مغانه بزن
  2. شمارهٔ ۳۰۸کس را مسنج جز بترازوی خویشتن
  3. شمارهٔ ۳۰۹چندانکه زیم با دل آسوده زیم من
  4. شمارهٔ ۳۱۰نکرده ای ببر ای سرو جامه گلگون
  5. شمارهٔ ۳۱۱در کفت دارم، دلی خارش بکن رارش بکن
  6. شمارهٔ ۳۱۲امروز امیر در میخانه تویی تو
  7. شمارهٔ ۳۱۳می نخوردی سخن از باده و از جام بگو
  8. شمارهٔ ۳۱۴سر تا بقدم ترک منا، جان و دلی تو
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.