پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۴

روز ابر و ترشح باران

نه سزد کرد کار هشیاران

می بنه گل بریز و بازبخوان

یار دوشینه با همه یاران

تا نشینند گرد یکدیگر

بر سر خوان باده، میخواران

خادمک را بگو فرو بندد

در بروی همه طلبکاران

نگشاید گر آید آن شیخک

که بود قائد نکوکاران

که سر خر بزرگ گردد اگر

ره کنند آن بزرگ دستاران

خانه ای کین گرو گرد آیند

گردد آن خانه شهر سگساران

نام ایشان نهاده پیر خرد

زشت گردار و خوب گفتاران

شیخ را گو که باده نوشانند

راست گفت و درست کرداران

راه ایشان بپو که زود رسید

هر که رفت از پی سبکباران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۶ای دشمن جان من و ای خیره تن من
  2. شمارهٔ ۳۰۷عید شد باده مغانه بزن
  3. شمارهٔ ۳۰۸کس را مسنج جز بترازوی خویشتن
  4. شمارهٔ ۳۰۹چندانکه زیم با دل آسوده زیم من
  5. شمارهٔ ۳۱۰نکرده ای ببر ای سرو جامه گلگون
  6. شمارهٔ ۳۱۱در کفت دارم، دلی خارش بکن رارش بکن
  7. شمارهٔ ۳۱۲امروز امیر در میخانه تویی تو
  8. شمارهٔ ۳۱۳می نخوردی سخن از باده و از جام بگو
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.