پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

بچنگ دیو اسیرم بدست غول زبون

خدای را مددی ای دلیل راهنمون

شب است و روی زمین تیره و فلک تیره

جهانیان همه اندر بپرده سیه گون

همه زئاثر شیر و همه زلازل غول

نه بانگ مرد و نه صوت جرس در این هامون

هزار شیر و یکی را نمیتوان زنجیر

هزار مار و یکی را نمیتوان افسون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵نمیدانم چه کردی با دل من
  2. شمارهٔ ۳۰۶ای دشمن جان من و ای خیره تن من
  3. شمارهٔ ۳۰۷عید شد باده مغانه بزن
  4. شمارهٔ ۳۰۸کس را مسنج جز بترازوی خویشتن
  5. شمارهٔ ۳۰۹چندانکه زیم با دل آسوده زیم من
  6. شمارهٔ ۳۱۰نکرده ای ببر ای سرو جامه گلگون
  7. شمارهٔ ۳۱۱در کفت دارم، دلی خارش بکن رارش بکن
  8. شمارهٔ ۳۱۲امروز امیر در میخانه تویی تو
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.