پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۲

آن لعل لب و دهان خندان

مپسند چنین خموش چندان

آخر نمکی بپاش از آن لب

بر ریش درون دردمندان

ما دیده بکس نمیگشائیم

چشم تو نموده چشم بندان

آن مست بگو چسان ربوده است

آرام و قرار هوشمندان

وصل تو وشوق آب و آتش

عشق تو و صبر مستمندان

با هجر تو گلشن است گلخن

با وصل تو گلشن است زندان

از عشق تو مست هوشیاران

در پای تو پست سر بلندان

از حسرت آن لبان حبیب

بسیار گزیده لب بدندان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۴روز ابر و ترشح باران
  2. شمارهٔ ۳۰۵نمیدانم چه کردی با دل من
  3. شمارهٔ ۳۰۶ای دشمن جان من و ای خیره تن من
  4. شمارهٔ ۳۰۷عید شد باده مغانه بزن
  5. شمارهٔ ۳۰۸کس را مسنج جز بترازوی خویشتن
  6. شمارهٔ ۳۰۹چندانکه زیم با دل آسوده زیم من
  7. شمارهٔ ۳۱۰نکرده ای ببر ای سرو جامه گلگون
  8. شمارهٔ ۳۱۱در کفت دارم، دلی خارش بکن رارش بکن
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.