پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۹

خدای جهان در جهان جهان

نهاده بسی رازهای نهان

نیابد بدان رازها آگهی

مگر راز دانان کار آگهان

همه دین پژوه و بتن لاغران

همه راد مرد و بجان فربهان

بگفتار شیرین بکردار نغز

بصورت گدایان بمعنی شهان

برو بومشان دانش آباد چرخ

نه از کشور ری نه از اسپهان

ستاده همه روزه بر شاهراه

که ره برگشایند زی گمرهان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۱رخ است آن یا چمن یا باغ نسرین
  2. شمارهٔ ۳۰۲آن لعل لب و دهان خندان
  3. شمارهٔ ۳۰۳بچنگ دیو اسیرم بدست غول زبون
  4. شمارهٔ ۳۰۴روز ابر و ترشح باران
  5. شمارهٔ ۳۰۵نمیدانم چه کردی با دل من
  6. شمارهٔ ۳۰۶ای دشمن جان من و ای خیره تن من
  7. شمارهٔ ۳۰۷عید شد باده مغانه بزن
  8. شمارهٔ ۳۰۸کس را مسنج جز بترازوی خویشتن
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.