پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۴

وقت سحر آمد ، هله ترتیبِ سحر کن،

آرایش این بزم بآئین دگر کن

یک نیمه بخوابند و دگر نیمه بمستی

یاران قدح کش همه را باز خبر کن

آن تاج مکلل بگهر، باز بسر نه

وان پیرهن دیبه زر تار، ببر کن

آن زلف که آشفته شد از خواب شب دوش

سرگشته و برگشته همه یک بدگر کن

ای کاشغری ترک نکو روی نکو خوی

در کار می و جام، یکی نیک نظر کن

تو دوش سمَر گفتی و یاران همه خفتند،

امروز بمستی همه را باز سمر کن

آنچهر که آراسته چون ماه دو هفته است

هر هفته کُن از عشوه و آراسته تر کن

آن زلف نگونسار که وارونه کند کار

پیچیده و آشفته تر و زیر و زبر کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۶خاتم از دست اهرمن بستان
  2. شمارهٔ ۲۹۷در دل ویران خیال رای تو مهمان
  3. شمارهٔ ۲۹۸روز و شب بیهده با اختر خود جنگ مکن
  4. شمارهٔ ۲۹۹خدای جهان در جهان جهان
  5. شمارهٔ ۳۰۰عیب دانشور بود با ناکسان صهبا زدن
  6. شمارهٔ ۳۰۱رخ است آن یا چمن یا باغ نسرین
  7. شمارهٔ ۳۰۲آن لعل لب و دهان خندان
  8. شمارهٔ ۳۰۳بچنگ دیو اسیرم بدست غول زبون
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.