پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۳

ترکانه سحر تاخته آمد بسر من

شمشیر جفا آخته آمد بسرمن

با چهره افروخته آمد ببر من

با قامت افراخته آمد بسر من

یکباره بزد رخت حریفان و بدر برد

آن دزد که نشناخته آمد بسر من

آن خانه برانداز که با عشوه و باناز

صد خانه برانداخته، آمد بسر من

صد جامه تقوی و دو صد جامه زناموس

یکباره بپرداخته، آمد بسر من

آشفته و مستانه بناگاه سحرگاه

با زلف نگون ساخته آمد بسر من

در محفل یاران دغل بار، بمستی

صد نردهوس باخته، آمد بسرمن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۵شب آمد جام می را مرحبا کن
  2. شمارهٔ ۲۹۶خاتم از دست اهرمن بستان
  3. شمارهٔ ۲۹۷در دل ویران خیال رای تو مهمان
  4. شمارهٔ ۲۹۸روز و شب بیهده با اختر خود جنگ مکن
  5. شمارهٔ ۲۹۹خدای جهان در جهان جهان
  6. شمارهٔ ۳۰۰عیب دانشور بود با ناکسان صهبا زدن
  7. شمارهٔ ۳۰۱رخ است آن یا چمن یا باغ نسرین
  8. شمارهٔ ۳۰۲آن لعل لب و دهان خندان
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.