پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۱

بنده را سر بر آستان بودن

بهتر از پا بر آسمان بودن

نفسی در رضای حضرت حق

بهتر از عمر جاودان بودن

گه چو زنجیر سر بحلقه در

گه چو در، سر بر آستان بودن

چیست حکمت ز گرد کردن گوی

در پی حکم صولجان بودن

مالک دوزخ هوا گشتن

بهتر از خازن جنان بودن

بهتر از پادشاهی دو جهان

بر در دوست پاسبان بودن

بندگی در جناب حضرت عشق

بهتر از شاه انس و جان بودن

عین انسان شدن بدیده حق

یعنی از چشم خود نهان بودن

مسند از کوه قاف گستردن

بال سیمرغ سایبان بودن

چون جرس بسته از پی محمل

در ره عشق یک زبان بودن

یکدل و یک دهان و یک ناله

همه تن جنبش و فغان بودن

گمرهانرا در این شب تاریک

روشنی سوی کاروان بودن

در سیاحت بساحت ملکوت

با دل و روح همعنان بودن

از زمان و زمانیان بیرون

بنده صاحب الزمان بودن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۳ترکانه سحر تاخته آمد بسر من
  2. شمارهٔ ۲۹۴وقت سحر آمد ، هله ترتیبِ سحر کن،
  3. شمارهٔ ۲۹۵شب آمد جام می را مرحبا کن
  4. شمارهٔ ۲۹۶خاتم از دست اهرمن بستان
  5. شمارهٔ ۲۹۷در دل ویران خیال رای تو مهمان
  6. شمارهٔ ۲۹۸روز و شب بیهده با اختر خود جنگ مکن
  7. شمارهٔ ۲۹۹خدای جهان در جهان جهان
  8. شمارهٔ ۳۰۰عیب دانشور بود با ناکسان صهبا زدن
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.