پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۶

خیز ای بت شنگول و بده باده که مستیم

وان بزم مهیا کن و آماده که مستیم

امشب بده آن باده و فردا بسر کوی

بنگر همه را بی خبر افتاده که مستیم

زاندازه فزون تر مکن امشب که سزانیست

با من سخن ای ترک پریزاده که مستیم

دل محفل ما بیخردان سخت بهش باش

ای کاشغری روی بت ساده که مستیم

این کوی مغان است و بهر گوشه از این کوی

مستانه دومغ دست بهم داده که مستیم

گردال شود قافیه در محفل ما نیست

جای سخن از سبحه و سجاده که مستیم

تا از قدح و جام می آلوده نگردد

یک سو بنه این خرقه و لباده که مستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۸ز لعل دلکشت ای یارجانی مطلبی دارم
  2. شمارهٔ ۲۷۹شبی که تنگ لبت را چو جان ببر گیرم
  3. شمارهٔ ۲۸۰ایکاش که چون موی ابر روی تو افتم
  4. شمارهٔ ۲۸۱با سر زلف پریش تو کشاکش دارم
  5. شمارهٔ ۲۸۲ما چرا سخت در این حلقه گرفتار شدیم
  6. شمارهٔ ۲۸۳دیوانه‌ام دیوانه‌ام
  7. شمارهٔ ۲۸۴ما بسی مرحله دور و دراز آمده ایم
  8. شمارهٔ ۲۸۵تشویش بدو زشت و کم و بیش نداریم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.