پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۸

من پرستار روی و موی توام

بنده بندگان کوی توام

تلخگو باش و ترش روی که من

بنده تلخ و ترش روی توام

خواه بر خاک ریز و خواه بنوش

من چه آبم که در سبوی توام

تو حدیدی و من چو مقناطیس

که بهر سو روم بسوی توام

نکنم روی دل بسوی عدوت

گر کنم نیز من عدوی توام

تو چه بحری و من چه جوی روان

که سرا پا بجستجوی توام

تو چه مهری و من چو حربایم

زانکه همواره روبروی توام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰ما فاطمیان سید عالی نسبستیم
  2. شمارهٔ ۲۷۱رفتی و رخ خوب تو را سیر ندیدیم
  3. شمارهٔ ۲۷۲در کوی دوست با غم و باشیون آمدیم
  4. شمارهٔ ۲۷۳خیال جنت الماوی نداریم
  5. شمارهٔ ۲۷۴اگر بگسستی از ما، غم نداریم
  6. شمارهٔ ۲۷۵یک نیمه دل را به جمال تو سپردیم
  7. شمارهٔ ۲۷۶خیز ای بت شنگول و بده باده که مستیم
  8. شمارهٔ ۲۷۷ای بار خدا ره بسوی خویش نمایم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.