فهرست اشعار
- شمارهٔ ۲۴۱ ما راز نهانیم که در قلب جهانیم
- شمارهٔ ۲۴۲ از قول دوست ما بیکی مرحبا خوشیم
- شمارهٔ ۲۴۳ چون شود سردی فزون کار می و ساغر کنم
- شمارهٔ ۲۴۴ بتی شیرین لب اما ترشروی و تند خو دارم
- شمارهٔ ۲۴۵ باده پیش آر که ما گوش بغوغا ندهیم
- شمارهٔ ۲۴۶ با سبوی میفروشان دست بیعت داده ایم
- شمارهٔ ۲۴۷ ما قدح جز زکف شاهد صادق نزنیم
- شمارهٔ ۲۴۸ گر میخری شکسته تو خود ما شکسته ایم
- شمارهٔ ۲۴۹ من بجز کار می و ساقی و ساغر نکنم
- شمارهٔ ۲۵۰ بار دیگر یارجویان بر در دیار آمدیم
- شمارهٔ ۲۵۱ ما بدین درگه بامید گدائی آمدیم
- شمارهٔ ۲۵۲ بیا که روی سوی کوی میفروش کنیم
- شمارهٔ ۲۵۳ بیا یکدم بگرد دل بر آئیم
- شمارهٔ ۲۵۴ از باده دوش سخت مخمورم
- شمارهٔ ۲۵۵ دیشب بیاد چشم تو بیدار بوده ایم
- شمارهٔ ۲۵۶ ز آبادی به ویرانی رسیدیم
- شمارهٔ ۲۵۷ بر آن سرم که به کوی مغان سرای کنم
- شمارهٔ ۲۵۸ بر در میخانه امشب بزم نو آئین کنم
- شمارهٔ ۲۵۹ روزی فتد آخر که من این دام ببرم
- شمارهٔ ۲۶۰ من بشیشه درون پری دارم
- شمارهٔ ۲۶۱ ما فرو مانده در این ره به نخستین قدمیم
- شمارهٔ ۲۶۲ با خراباتیان رهی دارم
- شمارهٔ ۲۶۳ دلی از نازکی چون شیشه دارم
- شمارهٔ ۲۶۴ بگشای در خانه که نره گدائیم
- شمارهٔ ۲۶۵ خیز تا رخت از این کوی بیکسوی کنیم
- شمارهٔ ۲۶۶ من صراحی بزیر کش دارم
- شمارهٔ ۲۶۷ خیز ای همدم که یکدم ناله و زاری کنیم
- شمارهٔ ۲۶۸ من پرستار روی و موی توام
- شمارهٔ ۲۶۹ باز از دل شیدائی، شوریده سری دارم
- شمارهٔ ۲۷۰ ما فاطمیان سید عالی نسبستیم
- شمارهٔ ۲۷۱ رفتی و رخ خوب تو را سیر ندیدیم
- شمارهٔ ۲۷۲ در کوی دوست با غم و باشیون آمدیم
- شمارهٔ ۲۷۳ خیال جنت الماوی نداریم
- شمارهٔ ۲۷۴ اگر بگسستی از ما، غم نداریم
- شمارهٔ ۲۷۵ یک نیمه دل را به جمال تو سپردیم
- شمارهٔ ۲۷۶ خیز ای بت شنگول و بده باده که مستیم
- شمارهٔ ۲۷۷ ای بار خدا ره بسوی خویش نمایم
- شمارهٔ ۲۷۸ ز لعل دلکشت ای یارجانی مطلبی دارم
- شمارهٔ ۲۷۹ شبی که تنگ لبت را چو جان ببر گیرم
- شمارهٔ ۲۸۰ ایکاش که چون موی ابر روی تو افتم
- شمارهٔ ۲۸۱ با سر زلف پریش تو کشاکش دارم
- شمارهٔ ۲۸۲ ما چرا سخت در این حلقه گرفتار شدیم
- شمارهٔ ۲۸۳ دیوانهام دیوانهام
- شمارهٔ ۲۸۴ ما بسی مرحله دور و دراز آمده ایم
- شمارهٔ ۲۸۵ تشویش بدو زشت و کم و بیش نداریم
- شمارهٔ ۲۸۶ برخیز که گرد دل درویش برآئیم
- شمارهٔ ۲۸۷ خیز که تا بر در دل ره کنیم
- شمارهٔ ۲۸۸ سبحه را دیشب بشیخ شهر بردم ارمغان
- شمارهٔ ۲۸۹ نز خدایم میتوان بگریختن
- شمارهٔ ۲۹۰ گر نیستی از عاشقان از عاشقی افسانه کن
- شمارهٔ ۲۹۱ بنده را سر بر آستان بودن
- شمارهٔ ۲۹۲ جان و تن را به عشق سودا کن
- شمارهٔ ۲۹۳ ترکانه سحر تاخته آمد بسر من
- شمارهٔ ۲۹۴ وقت سحر آمد ، هله ترتیبِ سحر کن،
- شمارهٔ ۲۹۵ شب آمد جام می را مرحبا کن
- شمارهٔ ۲۹۶ خاتم از دست اهرمن بستان
- شمارهٔ ۲۹۷ در دل ویران خیال رای تو مهمان
- شمارهٔ ۲۹۸ روز و شب بیهده با اختر خود جنگ مکن
- شمارهٔ ۲۹۹ خدای جهان در جهان جهان
- شمارهٔ ۳۰۰ عیب دانشور بود با ناکسان صهبا زدن
متن اشعار به نقل از گنجور.