فهرست اشعار
- شمارهٔ ۴۸۱ از آن پیش رقیبان مهر ورزد یار من با من
- شمارهٔ ۴۸۲ ساخت شب مرا سیه دود دل فکار من
- شمارهٔ ۴۸۳ بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من
- شمارهٔ ۴۸۴ در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار من
- شمارهٔ ۴۸۵ یارب که خواند آیت عجر و نیاز من
- شمارهٔ ۴۸۶ به زیر لب سخنگویان گذشت آن دلربا از من
- شمارهٔ ۴۸۷ ای خدنگ مژهات عقده گشای دل من
- شمارهٔ ۴۸۸ ای به بالا فتنه سرگردان بالای تو من
- شمارهٔ ۴۸۹ گر شود از دیده نهان ماه من
- شمارهٔ ۴۹۰ ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای من
- شمارهٔ ۴۹۱ چو میخواهد که نامم نشنود بیگانه رای من
- شمارهٔ ۴۹۲ با وجود وصل شد زندان حرمان جای من
- شمارهٔ ۴۹۳ سرگرمئی کو تا نهم از کنج عزلت پا برون
- شمارهٔ ۴۹۴ از سپاه حسن آخر یک سوار آمد برون
- شمارهٔ ۴۹۵ با او شبی از دیر میخواهم خراب آیم برون
- شمارهٔ ۴۹۶ دو دل ربا که بلای دلند و آفت دین
- شمارهٔ ۴۹۷ چو در چوگان زدن آن مه نگون گردد ز پشت زین
- شمارهٔ ۴۹۸ به دوستی خودم میکشی که رای من است این
- شمارهٔ ۴۹۹ پردهٔ ما میدری کائین زیبائیست این
- شمارهٔ ۵۰۰ حسن مینازد به رخسارت چه رخسارست این
- شمارهٔ ۵۰۱ بر رخ به قصد دل منه زلف دو تا را بیش از این
- شمارهٔ ۵۰۲ جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش از این
- شمارهٔ ۵۰۳ آینه بردار و حسن جان فزای خویش بین
- شمارهٔ ۵۰۴ شاهانه رخش راندن آن خردسال بین
- شمارهٔ ۵۰۵ ز دیده در دلم ای سرو دل ربا بنشین
- شمارهٔ ۵۰۶ چون برفروزد آینه زان آفتاب رو
- شمارهٔ ۵۰۷ مراست رشتهٔ جان کاکل معنبر او
- شمارهٔ ۵۰۸ آن کوست قبلهٔ همه کس قبلهجو در او
- شمارهٔ ۵۰۹ تائبم از می به دور نرگس غماز او
- شمارهٔ ۵۱۰ دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک او
- شمارهٔ ۵۱۱ آن منتظر گدازی چشم سیاه او
- شمارهٔ ۵۱۲ باز امشب ز اقتضای شوخ طبعیهای او
- شمارهٔ ۵۱۳ زآب دو دیده گل کنم خاک در سرای او
- شمارهٔ ۵۱۴ حرف در مجلس نگویم جز به هم زانوی او
- شمارهٔ ۵۱۵ یارب آن مه را که خواهم زد قضا در کوی او
- شمارهٔ ۵۱۶ شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهٔ تو
- شمارهٔ ۵۱۷ گفتم ز پند من شود تغییر در اطوار تو
- شمارهٔ ۵۱۸ ای مرا دلبر و دل آرا تو
- شمارهٔ ۵۱۹ رساند جان به لبم روزگار فرقت تو
- شمارهٔ ۵۲۰ ای گردن بلند قدان در کمند تو
- شمارهٔ ۵۲۱ صیدی که لعب عشق فکندش به بند تو
- شمارهٔ ۵۲۲ ای همچو آهوان دلم دم شکار تو
- شمارهٔ ۵۲۳ زهی بالا بلندان سر به پیش از اعتدال تو
- شمارهٔ ۵۲۴ کاکل که سر نهاده به طرف جبین تو
- شمارهٔ ۵۲۵ هر که دیدم چو نی از غم به فغانست که تو
- شمارهٔ ۵۲۶ مدعی در مجلسم جا میدهد پهلوی تو
- شمارهٔ ۵۲۷ چون به رخ عرق فشان میکشی آستین فرو
- شمارهٔ ۵۲۸ زلف معنبر برفشان گو جان ما بر باد شو
- شمارهٔ ۵۲۹ ای سرو گلندام که داری کمر از مو
- شمارهٔ ۵۳۰ ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماه
- شمارهٔ ۵۳۱ امشب اندر بزم آن پرهیز فرما پادشاه
- شمارهٔ ۵۳۲ باز برخاسته از دشت بلا گرد سپاه
- شمارهٔ ۵۳۳ از نسیم آن خطم در حیرت از صنع اله
- شمارهٔ ۵۳۴ زهی کرشمهٔ تو را سرمهسای چشم سیاه
- شمارهٔ ۵۳۵ یار از جعد سمنسا مشک بر گل ریخته
- شمارهٔ ۵۳۶ جلوهٔ آن حور پیکر خونم از دل ریخته
- شمارهٔ ۵۳۷ تا دست را حنا بست دل برد ازین شکسته
- شمارهٔ ۵۳۸ ز چوگان بازی آمد زلف بر رخسار آشفته
- شمارهٔ ۵۳۹ خط اگرت سبزه طرف لاله نهفته
- شمارهٔ ۵۴۰ آمد به تیغ کین ره ارباب دین زده
متن اشعار به نقل از گنجور.