پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی

محتشم کاشانی

غزلیات

۶۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۸۱ از آن پیش رقیبان مهر ورزد یار من با من
  2. شمارهٔ ۴۸۲ ساخت شب مرا سیه دود دل فکار من
  3. شمارهٔ ۴۸۳ بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من
  4. شمارهٔ ۴۸۴ در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار من
  5. شمارهٔ ۴۸۵ یارب که خواند آیت عجر و نیاز من
  6. شمارهٔ ۴۸۶ به زیر لب سخنگویان گذشت آن دلربا از من
  7. شمارهٔ ۴۸۷ ای خدنگ مژه‌ات عقده گشای دل من
  8. شمارهٔ ۴۸۸ ای به بالا فتنه سرگردان بالای تو من
  9. شمارهٔ ۴۸۹ گر شود از دیده نهان ماه من
  10. شمارهٔ ۴۹۰ ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای من
  11. شمارهٔ ۴۹۱ چو می‌خواهد که نامم نشنود بیگانه رای من
  12. شمارهٔ ۴۹۲ با وجود وصل شد زندان حرمان جای من
  13. شمارهٔ ۴۹۳ سرگرمئی کو تا نهم از کنج عزلت پا برون
  14. شمارهٔ ۴۹۴ از سپاه حسن آخر یک سوار آمد برون
  15. شمارهٔ ۴۹۵ با او شبی از دیر می‌خواهم خراب آیم برون
  16. شمارهٔ ۴۹۶ دو دل ربا که بلای دلند و آفت دین
  17. شمارهٔ ۴۹۷ چو در چوگان زدن آن مه نگون گردد ز پشت زین
  18. شمارهٔ ۴۹۸ به دوستی خودم میکشی که رای من است این
  19. شمارهٔ ۴۹۹ پردهٔ ما میدری کائین زیبائیست این
  20. شمارهٔ ۵۰۰ حسن می‌نازد به رخسارت چه رخسارست این
  21. شمارهٔ ۵۰۱ بر رخ به قصد دل منه زلف دو تا را بیش از این
  22. شمارهٔ ۵۰۲ جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش از این
  23. شمارهٔ ۵۰۳ آینه بردار و حسن جان فزای خویش بین
  24. شمارهٔ ۵۰۴ شاهانه رخش راندن آن خردسال بین
  25. شمارهٔ ۵۰۵ ز دیده در دلم ای سرو دل ربا بنشین
  26. شمارهٔ ۵۰۶ چون برفروزد آینه زان آفتاب رو
  27. شمارهٔ ۵۰۷ مراست رشتهٔ جان کاکل معنبر او
  28. شمارهٔ ۵۰۸ آن کوست قبلهٔ همه کس قبله‌جو در او
  29. شمارهٔ ۵۰۹ تائبم از می به دور نرگس غماز او
  30. شمارهٔ ۵۱۰ دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک او
  31. شمارهٔ ۵۱۱ آن منتظر گدازی چشم سیاه او
  32. شمارهٔ ۵۱۲ باز امشب ز اقتضای شوخ طبعی‌های او
  33. شمارهٔ ۵۱۳ زآب دو دیده گل کنم خاک در سرای او
  34. شمارهٔ ۵۱۴ حرف در مجلس نگویم جز به هم زانوی او
  35. شمارهٔ ۵۱۵ یارب آن مه را که خواهم زد قضا در کوی او
  36. شمارهٔ ۵۱۶ شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهٔ تو
  37. شمارهٔ ۵۱۷ گفتم ز پند من شود تغییر در اطوار تو
  38. شمارهٔ ۵۱۸ ای مرا دلبر و دل آرا تو
  39. شمارهٔ ۵۱۹ رساند جان به لبم روزگار فرقت تو
  40. شمارهٔ ۵۲۰ ای گردن بلند قدان در کمند تو
  41. شمارهٔ ۵۲۱ صیدی که لعب عشق فکندش به بند تو
  42. شمارهٔ ۵۲۲ ای همچو آهوان دلم دم شکار تو
  43. شمارهٔ ۵۲۳ زهی بالا بلندان سر به پیش از اعتدال تو
  44. شمارهٔ ۵۲۴ کاکل که سر نهاده به طرف جبین تو
  45. شمارهٔ ۵۲۵ هر که دیدم چو نی از غم به فغانست که تو
  46. شمارهٔ ۵۲۶ مدعی در مجلسم جا می‌دهد پهلوی تو
  47. شمارهٔ ۵۲۷ چون به رخ عرق فشان میکشی آستین فرو
  48. شمارهٔ ۵۲۸ زلف معنبر برفشان گو جان ما بر باد شو
  49. شمارهٔ ۵۲۹ ای سرو گلندام که داری کمر از مو
  50. شمارهٔ ۵۳۰ ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماه
  51. شمارهٔ ۵۳۱ امشب اندر بزم آن پرهیز فرما پادشاه
  52. شمارهٔ ۵۳۲ باز برخاسته از دشت بلا گرد سپاه
  53. شمارهٔ ۵۳۳ از نسیم آن خطم در حیرت از صنع اله
  54. شمارهٔ ۵۳۴ زهی کرشمهٔ تو را سرمه‌سای چشم سیاه
  55. شمارهٔ ۵۳۵ یار از جعد سمن‌سا مشک بر گل ریخته
  56. شمارهٔ ۵۳۶ جلوهٔ آن حور پیکر خونم از دل ریخته
  57. شمارهٔ ۵۳۷ تا دست را حنا بست دل برد ازین شکسته
  58. شمارهٔ ۵۳۸ ز چوگان بازی آمد زلف بر رخسار آشفته
  59. شمارهٔ ۵۳۹ خط اگرت سبزه طرف لاله نهفته
  60. شمارهٔ ۵۴۰ آمد به تیغ کین ره ارباب دین زده

متن اشعار به نقل از گنجور.