پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۳

زهی بالا بلندان سر به پیش از اعتدال تو

مقوس ابروان در سجدهٔ مشگین هلال تو

همایون طایران باغ حسن از شعلهٔ حسنت

بر آتش پر زنان پروانهٔ شمع جمال تو

زلیخا بر تلف گردیدن اوقات خود گرید

به روز حشر اگر بیند رخ فرخنده فال تو

ز دل کردم برون بهر نزولت جملهٔ خوبان را

که دارد با جدائی خوی مشتاق جمال تو

حریف بزم وصلم لیک کلفت ناکم از ساقی

که با غیرم مساوی می‌دهد جام وصال تو

درین باغند عالی شاخها بی‌حد چه سود اما

که محروم است از پرواز مرغ بسته بال تو

ز غیرت در حریم حرمت او محتشم داری

حسد بر حال محرومان مبادا کس به حال تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۵هر که دیدم چو نی از غم به فغانست که تو
  2. شمارهٔ ۵۲۶مدعی در مجلسم جا می‌دهد پهلوی تو
  3. شمارهٔ ۵۲۷چون به رخ عرق فشان میکشی آستین فرو
  4. شمارهٔ ۵۲۸زلف معنبر برفشان گو جان ما بر باد شو
  5. شمارهٔ ۵۲۹ای سرو گلندام که داری کمر از مو
  6. شمارهٔ ۵۳۰ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماه
  7. شمارهٔ ۵۳۱امشب اندر بزم آن پرهیز فرما پادشاه
  8. شمارهٔ ۵۳۲باز برخاسته از دشت بلا گرد سپاه
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.