پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۴

کاکل که سر نهاده به طرف جبین تو

صد فتنه می‌کند به سر نازنین تو

کین منت نشسته به خاطر مگر رقیب

حرفی ز کینه ساخته خاطر نشین تو

عمری دمید بر تو دل گرم بافسون

وز کین نگشت گرم دل آهنین تو

هشدار ای غزال که صد جا نشسته‌اند

صید افکنان دست هوس در کمین تو

زین دستبردها چو نگین در حصار باش

تا هست ملک حسن به زیر نگین تو

گر پی بری به کج نظری‌های مدعی

حاصل شود به راستی ما یقین تو

غیرت نگر که میرم اگر وقت کشتنم

گیرد ز رحم دست تو را آستین تو

ای محتشم اگر به مه من رسی بگو

کز هجر مرد عاشق زار حزین تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۶مدعی در مجلسم جا می‌دهد پهلوی تو
  2. شمارهٔ ۵۲۷چون به رخ عرق فشان میکشی آستین فرو
  3. شمارهٔ ۵۲۸زلف معنبر برفشان گو جان ما بر باد شو
  4. شمارهٔ ۵۲۹ای سرو گلندام که داری کمر از مو
  5. شمارهٔ ۵۳۰ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماه
  6. شمارهٔ ۵۳۱امشب اندر بزم آن پرهیز فرما پادشاه
  7. شمارهٔ ۵۳۲باز برخاسته از دشت بلا گرد سپاه
  8. شمارهٔ ۵۳۳از نسیم آن خطم در حیرت از صنع اله
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.