پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۱

امشب اندر بزم آن پرهیز فرما پادشاه

دیده را ضبط نگه کار است و دل را ضبط آه

از برای یک نگه بر روی آن عابد فریب

می‌توان رفتن به زیر بار یک عالم گناه

بسته چشم آن بت ز من اما کجا آن شوخ چشم

می‌تواند داشت خود را از نگه کردن نگاه

صبر کن ای دل که از لذت چشانیهای اوست

وعده‌های دیر دیر و لطفهای گاه گاه

زان نگه قطع نظر به کز پی تقریب آن

بر رقیبان نیز یک یک بایدش کردن نگاه

داغ مجنون راز وصل آن نیم مرهم بس نبود

کاشکی یک بار دیگر ناقه گم می‌کرد راه

رو به صبر و طاقت و تمکین منازای محتشم

خیل غم چون بر نشیند یک سوار و صد سپاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۳از نسیم آن خطم در حیرت از صنع اله
  2. شمارهٔ ۵۳۴زهی کرشمهٔ تو را سرمه‌سای چشم سیاه
  3. شمارهٔ ۵۳۵یار از جعد سمن‌سا مشک بر گل ریخته
  4. شمارهٔ ۵۳۶جلوهٔ آن حور پیکر خونم از دل ریخته
  5. شمارهٔ ۵۳۷تا دست را حنا بست دل برد ازین شکسته
  6. شمارهٔ ۵۳۸ز چوگان بازی آمد زلف بر رخسار آشفته
  7. شمارهٔ ۵۳۹خط اگرت سبزه طرف لاله نهفته
  8. شمارهٔ ۵۴۰آمد به تیغ کین ره ارباب دین زده
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.