پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۶

جلوهٔ آن حور پیکر خونم از دل ریخته

بندهٔ آن صانعم کان پیکر از گل ریخته

مهر لیلی بین که اشگش بر سر راه وداع

همچو باران بر سر مجنون ز محمل ریخته

ترک خونریزی مسافر گشته کز دنبال او

خون دل‌ها بر زمین منزل به منزل ریخته

خون رنگینم که ریزان گشته از چشم پرآب

گوئی از جوی گلوی مرغ بسمل ریخته

غرفه‌ام در گوهر و در بس که چشم خون فشان

از تک بحر دلم گوهر به ساحل ریخته

پیش چشم ساحرت هاروت از شرمندگی

نسخهٔ‌های سحر را در چاه بابل ریخته

صحن میدان کرده رنگ آن خون که در هنگام قتل

گریه‌های محتشم از چشم قاتل ریخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۸ز چوگان بازی آمد زلف بر رخسار آشفته
  2. شمارهٔ ۵۳۹خط اگرت سبزه طرف لاله نهفته
  3. شمارهٔ ۵۴۰آمد به تیغ کین ره ارباب دین زده
  4. شمارهٔ ۵۴۱به دست دیده عنان دل فکار مده
  5. شمارهٔ ۵۴۲شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده
  6. شمارهٔ ۵۴۳پند گوی تو چه‌ها تا به تو فهمانیده
  7. شمارهٔ ۵۴۴قلم نسخ بران بر ورق حسن همه
  8. شمارهٔ ۵۴۵نمی‌دانم ز خود افتادگان داری خبر یا نه
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.