پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۴

قلم نسخ بران بر ورق حسن همه

کاین قلمرو به تو داده است خدا یک قلمه

زان دو هندوی سیه مست که مردم فکنند

تیغ هندیست نگاه تو ولیکن دو دمه

خوش‌تر از عشرت صد سالهٔ هشیارانست

با می صاف دو ساله طرب یک دو مه

از دم ناصح واعظ دلم اندر چاهیست

که ز یک سوی سموم است و ز یک سوی دمه

رهزنان در صدد غارت و خوبان غافل

گرگ بیداز ز هر گوشه و در خواب رمه

دم نزع است و ز شوق کلمات تو مرا

یک نفس بیش نمانده است بگو یک کلمه

محتشم فتنه قوی دست شد آن دم که نهاد

زلف نو سلسله‌اش سلسله بر پای همه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۶من کیستم به دوزخ هجران فتاده‌ای
  2. شمارهٔ ۵۴۷صبح مرا به ظن غلط شام کرده‌ای
  3. شمارهٔ ۵۴۸از قید عهد بنده تو خود رسته بوده‌ای
  4. شمارهٔ ۵۴۹دی باز جرعه نوش ز جام که بوده‌ای
  5. شمارهٔ ۵۵۰بیش از دی گرم استغنا زدن گردیده‌ای
  6. شمارهٔ ۵۵۱بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابی
  7. شمارهٔ ۵۵۲ای گل خودرو چه بد کردم که خوارم ساختی
  8. شمارهٔ ۵۵۳اگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.