پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۷

صبح مرا به ظن غلط شام کرده‌ای

بی‌تاب مرا گنهی نام کرده‌ای

تا ذوق حرف تلخ تو حسرت کشم کند

ایذای من به نامه و پیغام کرده‌ای

از غایت مضایقه در گفت و گو مرا

راضی به یک شنیدن دشنام کرده‌ای

در غین مهر این که مرا کشته‌ای نهان

تقلید مهربانی ایام کرده‌ای

ترسم دمار از من بی‌ته برآورد

مرد آزمایی که تو در جام کرده‌ای

چشم تلافی ز تو دارم که پیش خلق

روی مرا به شبهه شبه فام کرده‌ای

از قتل محتشم همه احرام بسته‌اند

در دفع وی ز بس که تو ابرام کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۹دی باز جرعه نوش ز جام که بوده‌ای
  2. شمارهٔ ۵۵۰بیش از دی گرم استغنا زدن گردیده‌ای
  3. شمارهٔ ۵۵۱بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابی
  4. شمارهٔ ۵۵۲ای گل خودرو چه بد کردم که خوارم ساختی
  5. شمارهٔ ۵۵۳اگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستی
  6. شمارهٔ ۵۵۴کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی
  7. شمارهٔ ۵۵۵مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
  8. شمارهٔ ۵۵۶به رقیب سفری وعدهٔ رفتن دادی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.